تبليغاتX
راه کمال: راه رسیدن به مبدا

کار عملی

تمام دائر مدار دنیا و زندگی روی این یک چیز است و آن حق دیگران را محترم شمردن است .  

                                                                                                       آ ج۱ - گ ۳۸۶

وقتی کسی به شما محبت می کند درست مانند این است که شخصی به شما امانتی داده باشد و شما موظف هستید از آن امانت درست نگه داری کنید و در موقع مناسب آن امانت را به صاحبش باز گردانید .

بازرگانی را در نظر بگیرید که هیچ گاه در فکر باز پرداخت بدهی های خود نیست . آیا شما به چنین شخصی اطمینان می کنید و حاظر هستید سرمایه خود را نزد او به امانت بگذارید ؟

مثال دیگری می زنیم فکر کنید تولد دوستتان بوده با صرف وقت و دقت فراوان برای او هدیه ای خریده اید و با شوق و ذوق به او داده اید . اگر او هدیه را از شما بگیرد و به گوشه ای بیاندازد ٬ بعد هم آن را زیر دست و پا بیاندازد ٬ دفعه ی بعد که تولد اوست برای خرید هدیه چه احساسی دارید ؟

حق شناسی جلب خیر و برکت می کند و با حق نشناسی خیر و برکت از زندگی شما رخت بر می بندد .

خیر حق شناسی بیش از همه به خود شخص حق شناس میرسد .

با پرورش صفت حق شناسی نسبت به بنده ی خدا یاد می گیریم نسبت به خالق خود نیز حق شناس باشیم .

حق شناسی از صفات روح ملکوتی است و حق ناشناسی از خصوصیات گل گندیده و این بر عهده ماست که حق شناسی را در  خود پرورش دهیم تا گل به بار آید و همه از عطر آن استفاده کنند .

خدا شخص حق شناس را دوست دارد و در همه احوال به او توجه دارد .

حال میخواهیم باهم به پرورش این صفت در خودمان بپردازیم . به این صورت که یک کار عملی در مدت ۳۰ روز انجام می دهیم .

در بالا و وسط کار عملی مطالبی وجود دارد که ما را در انجام آن کار نیرومند می کند . و در وسط هم خود کار مربوطه وجود دارد .

دقت شود که به کار عملی روز قبل هم توجه داشته باشیم .

همچنین شما می توانید کار های عملی را چاپ ویا با قرار دادن آن در کامپیوتر خود هر روز از آن بهره بگیرید .

روز اول . تاریخ :

  (( هرکس حقوق دیگران را محترم بشمارد پیش خدا و مردم محترم است ٬ می خواهد هر دین یا مرام یا مسلکی داشته باشد ))  آج ۱ - گ ۳۲۸

    یکی از مواردی که در حق دیگران محبت کرده اید و او جبران کرده ٬ بیاد بیاورید . آیا بابت این عملش برای او احترام بیشتری قایل نیستید ؟

                                      از هر دست بدهید از همان دست می گیرید .

 

روز دوم . تاریخ :

 (( نعمتی بالاتر از این نیست هر چیز را به جای خود ببینیم و به جای خود عمل کنیم )) آ ج۱ - گ۲۷۰

   امروز در جهت جبران محبت هایی که تا کنون به شما شده است کاری مشخص و به آن عمل کنید .

                               محبت دیگران به شما چند برابر می شود ٬ امتحان کنید .

 

روز سوم . تاریخ :

 (( در راه خدا انسان هر قدمی بر دارد حساب است . )) آج۱ - گ۱۷۶۵

  امروز هر سلامی به شما شد به گرمی و محبت پاسخ دهید .

                            جلب رضایت خدا مساوی با جلب خیر و برکت بسوی خود است .

 

روز چهارم . تاریخ :

 (( اول باید تربیت ٬ اخلاق و نزاکت ظاهری را درست کنیم آنوقت به روح بپردازیم .)) آ ج۱- گ۱۰۶

امروز وقتی از کسی چیزی می خواهید حتما از الفاظی مانند خواهش می کنم ٬ لطفا و ... استفاده کنید .

                                             روح ملکوتی ـ غذای ملکوتی

 

روز پنجم . تاریخ :

(( در زندگی ٬ هر وقت کسی به من خدمتی کرده باشد ٬ هیچ وقت فراموش نمی کنم و همیشه در صدد جبران هستم . ))  آ ج۱ - گ۱۹۷۲

 امروز به یاد کسی که به گردن شما حق دارد ٬ کار نیکی انجام دهید .

        به نکات مثبت دیگران اندیشیدن ٬ دریچه قلب شما را در مقابل نور خدا باز نگه می دارد .

 

روز ششم. تاریخ :

 ((دنیا دار آزمایش است و انصافا خوب سنگ محکی است . انسان در این دنیا خیلی زود آزمایش می شود .)) آج۱ ـ گ ۲۰۱۱

امروز سعی کنید حق شناسی را تمرین کنید و قبل از خواب به امتحاناتی که در این زمینه برایمان پیش آمده فکر کنیم .

                                       توفیق بخواهید ٬ خدا مدد رسان است .

 

روز هفتم . تاریخ :

(( مایه خدا پرستی و انسانیت آن است کهانسان ٬ خوبی را فراموش نکند و در صدد تلافی بر آید و بدی را فراموش کند و در صدد انتقام بر نیاید . )) آج۱ - گ۱۴۹۶

برای کسانی که به شما خوبی می کنند کار خیری به نیابت از طرف آنان انجام دهید .

                           یادتان باشد کار خیر قبل از هر کسی به عاملش خیر می رساند .

 

روز هشتم . تاریخ :

((در هر کاری٬ وقتی انسان خوش قلب و خوش نیت شد خدا هم کمک کارش است . آثارالحق ج۱ گفتار ۲۸۰

ببینید چه کسانی حق بزرگی به گردن ما دارند . از خدا کمک بخواهید و دست بکار شوید ( یک کار کوچک در این زمینه موفقیت شما محسوب می شود . )

                                          اگر خدا بخواهد هیچ چیز محال نیست . 

 

روز نهم . تاریخ :

((اشخاصی که در ظاهر و این دنیا جدیت در کارهایشان داشته باشند ٬ انعکاس اعمالشان در آن دنیا هم تحسین امیز است . ))                                                  آثارالحق ج ۱ گفتار ۷۳

حتی المقدور نگذارید حق بر گردن شما باشد . امروز وقتی کسی کاری برای شما انجام می دهد همان موقع فکر کنید چگونه می توانید آن را جبران کنید .

                             جبران محبت ٬ جلب محبت را بیشتر میکند .

ادامه دارد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در یکشنبه 20 مرداد1387 و ساعت 1:16 |
+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در چهارشنبه 16 مرداد1387 و ساعت 2:53 |
دانلود انواع آنتی ویروس ها:

External Mirror 1 (US) - 8.0.0.152 Beta

دانلود ترجمه فارسی قرآن:

http://pc2pc.persiangig.com/QuranPersianTranslated.zip

.

آنتی ویروس برای موبایل :

http://www.mobin-group.com/download/mobile/KasperskyAntiVirusMobile2008.zip

رمز فايل: www.mobin-group.com

 

جعبه لایتنر برای موبایل :

این نرم افزار با بهره گیری از روش جعبه لايتنر یار همراه دانش آموزان در یادگيری ماندگار لغات و اصطلاحات می باشد، از ويژگیهای نرم افزار می توان به این موارد اشاره کرد:
دسته بندی لغات و اصطلاحات بر اساس دروس
ارایه لغات و اصطلاحات بر اساس روش جعبه لایتنر (ارایه روزانه لغات جهت مطالعه)
استفاده از روش لایتنر ولی درگیر ننمودن دانش آموز با پیچیدگیهای این روش (تنها دانش آموز لغات ارایه شده را مطالعه کرده و مشخص می نماید که هر لغت را به یاد می آورد یا خیر، و برنامه بر این اساس در روزهای بعد لغات جهت مطالعه را ارایه می نماید)


 

 http://www.ksun.ir/downloads/Yaddasht%20year1.zip

قرآن صوتی برای موبایل شما :

این برنامه یک قرآن تحت جاوا می باشد که قابلیت خواندن سوره های بلد تا ناس یعنی سوره شماره 90 تا 114 قرآن را که در جزء 30 قرآن هستند را به صورت ترتیل دارد. البته سوره حمد را نیز به صورت صوتی پخش می کند. متن این سوره ها نیز به صورت انگلیسی نمایش داده می شود و قابلیت مرور و جلو و عقب رفتن توسط دکمه های جهت نما نیز وجود دارد. بلندی صدای صوت نیز در برنامه پیش بینی شده است.
http://boxstr.com/files/1071170_psut3/quranaudio%20(www.qasedaknews.com).rar

خالی کردن باتری موبایل :

با این برنامه شما می توانید به یک باره باطری موبایلتان را خالی کنید . برای شارژ کردن موبایل باید کاملا شارژش خالی شده باشد .

http://www.rapidshare.com/files/65973178/Battery_Desharj.jar

بازی بیلیارد :

http://download.colornokia.com/files...ht_Pool_3D.zip

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در یکشنبه 13 مرداد1387 و ساعت 1:37 |
گوگل اسم خلیج فارس را به اسم ننگ خلیج عربی تغییر داد .با رفتن به این سایت

 http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html

گوگل مجبور به تغییر نام می شود.

هویت ایرانی ما همیشه جاودانه خواهد بود .

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در یکشنبه 25 فروردین1387 و ساعت 10:44 |
خطای چشم: این تصاویر ساکن هستند ـ
اگر هر کدام از عکس ها باز نشدند روی آن عکس
راست کلیک کنید و گزینه Show Picture را انتخاب نمایید.

آيا مي توانيد نقاط سياه را بشماريد؟





آيا مي توانيد در عكس زير 4 گرگ ببينيد؟






براي چند لحظه به نقطه سياه وسط عكس زير خيره شويد.خواهيد ديد كه هاله دور آن از بين خواهد رفت!



براي 30 ثانيه به حباب سياه لامپ زير خيره شويد سپس ناگهان نگاهتان را به قسمت سفيد مانيتور يا يك صفحه سفيد ديگر بياندازيد.يك لامپ نوراني را جلو چشمان خود مي بينيد

 

برای دیدن عکس های  جدید دیگر بروید در ادامه مطالب :اسفند ۸۶


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در جمعه 17 اسفند1386 و ساعت 18:30 |

با توجه به این که در نظرسنجی عده ی کثیری خواهان درج مطالبی با عنوان مبارزه با نفس اماره بودند٫ ما هم تصمیم گرفتیم این بخش را کامل کنیم  .

گ۵۱۸ .آج۲ ــ بدترین گناه نزد خدا آن است که عوام فریبی کنند و چیزی بگویند که خود به آن عمل نمی کنند.حتی کسی که سر امام حسین را برید گناهش پیش خداوند کمتر از گناه آن کسی است که به مردم چیزی بگوید و امرو نهی کندو خود آن را انجام ندهد .خداوند میفرماید :((ای کسانی که ایمان آورده اید چرا می گویید آنچه را که عمل نمی کنید .بزرگ است شدت غضب نزد خداوندکه گویید آنچه را که عمل نمی کنید .)) {آیه ۲و ۳ سوره ۶۱ }

آج۲ .ص ۲۲۲ ــ راه سیر کمال در دو نکته خلاصه می شود : مبارزه با نفس اماره . وتوجه دائم

منظور از مبارزه با نفس این نیست که نفس رابه طریقه ی ضعیف کردن جسم ٫ ضعیف کند زیرا در آن صورت به قول مولوی ( نفس اژدرهاست او کی مرده است  از غم بی التی افسرده است ) به محض آنکه جسم را قوی کنیم دوباره نفس بیدار می شود . پس باید جسم را قوی داشت منتها اراده ی روح را بر نفس مسلط کرد بطوری که بتواند طبق رضای خدا رفتار کند . بنابر این اگر کسی در مقابل یک امری در خود میلی احساس کرد .نباید مایوس شود زیرا این میل در او گذاشته شده تا با آن مبارزه کند و به کمال برسد . اما اگر به خواهش نفس تسلیم شد و آن میل خلاف را عملی کرد .آن وقت تسلیم دیو نفس شده است . یا مثلا اگر در ذهنش فلان عمل ناشایست  را مجسم کرد و از آن لذت برد ٫ آن وقت تسلیم نفس اماره شده است . را کمال بسیار طولانی است . باید آن قدر با نفس اماره مبارزه کرد تا تنفر ذاتی نسبت به بدی ها پیدا کند .

 

برای آنکه ما بتوانیم با این نفس حیله گر مبارزه کنیم . باید اول خوب اونو بشناسیم . تازه نقطه ضعف های خودمون هم باید بشناسیم تا بدونیم نفس چه طوری مارو خاک می کنه .

 می توانید برای مطالعه به بخش گامت های معنوی مراجعه کنید .

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در جمعه 10 اسفند1386 و ساعت 13:10 |
فارسی ساز یاهو مسنجر:

 http://retrieve.persiangig.com

 

معرفی و دانلود نرم افزار eMule :
eMule اسم نرم افزاری هستش که بوسیله اون میتونید فایلهای مورد نظرتون رو با جستجو پیدا کنید. مثلا نیاز دارید یه پروژه در زمینه ای خاص رو دانلود کنید و اصلا چنین چیزی گیرتون نمیاد و هیچ منبعی در وب چنین پروژه ای رو ارائه نداده!
حالا کاری که شما باید انجام بدید اینه که نرم افزار eMule رو باز کنید و در بین فایلهایی که هزاران کاربر این نرم افزار با شما به اشتراک میذارن دنباله فایل مورد نظرتون بگردید.
در واقع تامین کنندگان لیست دانلودهای این نرم افزار کاربراش هستند همچنین شما هم میتونید تمام اطلاعات موجود در حافظه سیستم یا بخشی از اون رو با سایر کاربران این نرم افزار به اشتراک بذارید.
از موارد استفاده پر کاربرد این نرم افزار باید به این نکته اشاره کنم که میتونید کرک یا سریال بسیاری از نرم افزارهایی که تازه ارائه میشن رو پیدا کنید! به این ترتیب که شخصی که اون نرم افزار رو خریداری کرده اطلاعات مربوط به رجیستر شدن نرم افزار رو در اختیار شما قرار میده.

eMule بواسطه جستجوی سریع و همچنین برقراری ارتباط سریع با سرور عملکرد پر سرعتی داره و به همین دلیل هم یکی از نرم افزار های معروف و محبوب در زمینه P2P بشمار میره.

 http://www.emule.com/down/us/emuleplus12b.exe                                              

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 3:9 |
  ۵۰  فعالیت ساده و لذت بخش که می تواند فرزند شما را در یادگیری و کسب مهارت های زندگی پیش ببرد.شما که فرزند کوچکی دارید می دانید که عشق به مطالعه می تواند دروازه ی دنیایی از یاد گیری و لذت را برای فرزندتان بگشاید و با علاقه باآن مواجه شود . اما از کجا باید شروع کرد ؟ این مقاله راه را به شما نشان می دهد .

۵۰ روش ساده برای علاقه مند کردن

 فرزندان به مطالعه

 

                        ۱ ـ بگذارید فرزندتان ببیند که شما می خوانید .

 

   اولین نشانه ی موفقیت بچه ها در مدرسهَ٬ مطالعه در خانه است .  برای اینکه بچه ها  در خانه مطالعه کنند باید یک الگوی رفتاری داشته باشند که در خانه مطالعه می کند . اگر والدین کتاب بخوانند ٬ احتمالا فرزندانشان نیز اهل خواندن می شوند . اگر والدین اهل خواندن نباشند ٬ احتمالا فرزندانشان نیز اهل مطالعه نخواهند شد .

   پس خیلی ساده است : اگر می خواهید فرزندتان در مدرسه موفق باشد  و اگر می خواهید به مطالعه عشق بورزد ٬ اگر می خواهید فرزندانتان کتاب خوان بار بیاورید ٬ خودتان باید مطالعه کنید .

   هر چقدر هم که کتاب خواندن برنامه زمانی شما را تحت فشار قرار دهد و از وقت شما برای کارهای دیگر بکاهد ٬ نتیجه ی آن در طولانی مدت با ارزش است .  اگر خودتان از مطالعه کردن لذت نمی برید ٬  چطور   می توانید انتظار داشته باشید فرزندتان لذت ببرد ؟ اگر وقت بگذارید و کتاب بخوانید به طور غیر مستقیم به فرزندتان می گویید که خواندن مهم است .  اما اگر برایش سخنرانی کنید و او را پند و اندرز بدهیبد  هرگز  نمی توانید این پیام را به او منتقل کنید .{ مثلا خود من اگر کتاب نخونم دیگر حرفام اثر کلام نخواهد داشت و از نظر باطنی روی شما بی اثر خواهد بود . ـــ مادری به خدمت رسول اکرم ( ص ) رسید و گفت : به بچه ام بگویید که خرما نخورد . پیامبر علتش را پرسید . مادر گفت : او زیاد خرما می خورد و برای سلامتی اش مضر است . پیامبر گفت : برروید و فردا بیایید . مادر با تعجب و ناراحتی رفت . . روز بعد وقتی حضرت کودک را نهی کردند ٬ مادر گفت چرا دیروز نگفتید ؟ حضرت گفت : چون من خودم خرما خورده بودم و سخنم اثر کلام نداشت . ـــ}  دیگه از این داستان زیبا چی می شه درس گرفت ؟در نظر دهی بنویسید ..........

 

                   ۲ ـ اطلاعاتی را که از مطالعه بدست می آورید ٬ تقسیم کنید . 

  هر وقت که مریم از فرزندش می پرسید : ((  امروز در مدرسه چه آموختی  ؟  یا امروز مدرسه چه خبر بود ؟ )) تنها جوابی که می شنید این بود : چیز خاصی یاد نگرفتم یا خبری نبود . این بار تصمیم گرفت که سر میز شام سر صحبت رو جور دیگری باز کند و گفت : امروز در روزنامه خوندم که افرادی که کلسترول طبیعی دارند میتوانند بدون این که با مشکلی روبرو شند روزانه دو تا تخم مرغ بخورند .

همه بلافاصله شروع به صحبت کردند پسرش گفت :هرچه راجع به کلسترول می گن چرته .

همسرش با تعجب گفت : اصلا این طور نیست کلسترول  عموت بالاست و در معرض بیماری قلبی است .

دخترش گفت : بله اگر واقعا راست می گویند چرا هر چند ماه یک بار نظرشون رو عوض می کنند ؟

 پسر مریم بلند شد و گفت :  آگهی این مجله رو نگاه کنید تبلیغ تخم مرغ است که می گوید حالا دیگر همه می توانند تخم مرغ بخورند . ...           وهمین جور خانواده با هم بحث و صحبت می کردنند .     

مریم به صندلی خود تکیه داد . او از واکنش خانواده نسبت به سخنی که بدون قصد به زبان آورده بود ٬ جا خورده بود .

    شما از مطالبی که می خوانید ٬ چیز هایی را می آموزید ٬  پس چرا آن را با خانواده خود در میان نمی گذارید ؟ مطالبی که در این سایت و دیگر سایت ها می خوانید ٬ خبر کوتاه یک روزنامه ٬ شایعه ای که در شرکتتان یا جامعه ایجاد شده و ......

      بعضی از بچه ها بیشتر به هدف سرگرمی کتاب می خوانند و گاهی از اینکه می توان با هدف کسب اطلاعات نیز مطالعه کرد ٬ بی خبراند . گرچه از کتاب های درسی خود اطلاعاتی بدست می آورند اما اگر آنها را رها کنیم مطالب علمی را انتخاب نمی کنند .  اما بزرگتر ها به علت کسب اطلاعات مطالعه می کنند ٬ نه به این دلیل که دوست دارند ٬ بلکه چون این مطالب بخش عمده کار روزانه آن ها را تشکیل می دهد .

   اگر اطلاعاتی را که از مطالعه کردن خود بدست می آورید با فرزندانتان در میان بگذارید ٬ می توانید آنها را برای خواندن به قصد کسب اطلاعات آماده کنید . با این کار به بچه ها می فهمانید به آنچه می خوانید علاقه دارید و دوست دارید آنها نیز به آن علاقه مند شوند. وقتی بچه ها می بینند که چگونه  از اطلاعاتی که بدست آورده اید استفاده می کنید ٬ دیگر کمتر از خواندن به قصد کسب اطلاعات می ترسند .

حتی می توانید فرزندانتان را تشویق کنید اطلاعاتی را که از خواندن به دست می آورند با شما در میان بگذارند .اگر بپرسید در باره کلسترول در کتاب شما چه نوشته اند ؟ جالب تر از آن است که بپرسید : امروز مدرسه چه خبر بود  ؟

 

                                 ۳ -  با صداي بلند بخوانيد

    درك مطلب بچه ها هنگام خواندن به طور طبيعی از توانايی آن ها هنگام برقراری ارتباط كلامی كمتر است . بچه ها هنگامی كه مدرسه را شروع می كنند صد ها کلمه را می فهمند اما فقط چند  کلمه را   می توانند بخوانند یا بخش کنند . این اختلاف٬  زمانی از بین می رود که بچه ها در خواندن مهارت بدست  بیاورند و کلماتی را که قبلا به صورت شفاهی استفاده می کردنند٬ به طور مرتب به صورت نوشتاری ببینند .                                                                                                                                

  علاوه بر آن سطح توانایی بچه ها در خواندن ٬ از سطح علایق آن ها نیز پایین تر است . بچه های کلاس اول قادر به درک مطالب بسیار پیچیده تر از( بابا آب داد ) هستند . اما چون هنگام خواندن مهارت کافی برای درک مطلب نوشتاری پیچیده ندارند ٬ دچار محدودیت می شوند .

  یکی از مهم ترین کارهایی که می توانید در طول عمرتان برای بچه ها انجام دهید این است که با صدای بلند برایشان کتاب بخوانید. این کار را می توانید کمی بعد از تولد آنها شروع کنید وتا پیش دبستانی و سال های بعد از آن نبز ادامه دهید. هنگامی که با صدای بلند برای بچه ها کتاب می خوانید ٬فرصت خوبی پیدا می کنید که نوشته ها رو با هم تجربه کنید . با این کار فرزندانتان به زبان توجه می کنند و مهارت های ضروری درک مطلب آنها که در مدرسه و در سالهای بعد به آن نیاز دارند٬ پرورش می یابد .

برای موفقیت تحصیلی بچه ها٬ درک مطلب ٬پرو رش دایره ی لغات و قدرت تشخیص لغات آنها با میزانی که والدین با صدای بلند برایشان کتاب می خوانند رابطه ی مستقیم دارد . مهم تر از آن این که وقتی با صدای بلند کتاب می خوانید به بچه ها می فهمانید که برای کتاب ارزش و اهمیت قائلید و کتاب خواندن بخش مهمی از تعاملات خانوادگی شما را نشکیل می دهد .

   چگونه با صدای بلند بخوانیم ؟

*  با حالت و لحن مناسب بخوانید . برای هر یک از شخصیت ها از یک صدای خاص پیروی کنید . از علایم نقطه گذاری کمک بگیرید تا لحن خواندنتان را عوض کنید یا برای افزایش تاثیر خواندنتان مکث کنید .

* با علاقه بخوانید و با متن در گیر شوید .

 * از سوالهای جدی و هوشمندانه استفاده کنید .. قبل از اینکه ورق بزنید ٬ از بچه ها بپرسید که  به نظرشان چه اتفاقی خواهد افتاد .و از آن ها بخاهید نام شخصیت هایی را که در تصاویر دیده می شوند ٬ را بگویند .

* تماس چشمی برقرار کنید . شما بازیگر هستید و فرزندتان تماشاچی . سرتان را بالا بیاورید و به حالت چهره فرزندتان توجه کنید . همراه او بخندید و برای اظهار نظر درباره روند داستان مکث کنید .

   نتیجه :خواندن با صدای بلند مهمتر از این است که بتوانید از آن چشم پوشی کنید و هیچ وقت برای شروع دیر نیست . 

 

                                            ۴ ــ روزنامه راخانوادگی بخوانید

  اگر فرصت کمی دارید که با فرزندانتان و برای آن ها بخوانید٬ روز نامه می تواند منجی شما باشد . سطح بیشتر روزنامه ها طوری است که بچه های بین کلاس سوم دبستان و اول راهنمایی می توانند آن ها را بفهمند ٬ وبیشتر روزنامه ها شامل سبک ها و انواع ادبی گوناگونی است . پس هر یک از اعضای خانواده می تواند مطلبی را که باب طبع خود باشد در آنها پیدا کند .

  روزنامه هایی که صفحات ویژه کودکان و نوجوانان یا ویژه نامه کودکان و نوجوانان چاپ می کنند از همه بهتر است چون مطالب آن هم مناسب فرزندان دبستانی شما است و هم  مناسب فرزند نوجوان شما . پس وقتی از راه می رسید همین طور روزنامه را نیندازید و بروید . هدف شما مشارکت خانوادگی است پس بگذارید فرزندتان شما را در حال روزنامه خواندن ببیند .

   اگر می توانید ٬ یک قدم جلوتر بروید و برخی از مطالبی را که خواندید با آنها در میان بگذارید . از فرزند خود بپرسید درباره ی فیلم های جدید چه مطلبی خوانده است .و از فرزند نوجوانتان بخواهید مهم ترین اخبار ورزشی را برایتان بازگو کند . از فرزند دبستانی خود بپرسید که کدام مطلب طنز خنده دار تر بوده است .ضرورتی ندارد هنگام خواندن روزنامه سکوت را رعایت کنید .خواندن روزنامه می تواند فعالیت پر سرو صدا باشد . هنگامی که به صورت فردی می خوانید ٬ با صدای بلند اظهار نظر کنید وبدین ترتیب فرزندتان را تشویق می کنید که به صورت جدی بخواند . این مهارت به آن ها کمک می کند که آنچه را می خوانید به خاطر بسپارند و آن ها را خوب درک کنند .

                ۵ ــ تشویق کنید که نسل های مختلف با هم بخوانند ( خواندن بین نسلی ) 

    بین ساختار خانوادگی و موفقیت کودک در خواندن و زبان ٬ روابط دو جانبه ای وجود دارد که یکی از مهم ترین آنها در حیطه ی تعامل با بزرگسالان است . بچه هایی که به خانواده های گسترده تعلق دارند و به طور مرتب به دیدن اعضای بزرگ خانواده می روند و به انجام فعالیت های مختلف می پردازند ٬ نسبت به بچه هایی که دست رسی کمتری به افراد بزرگسال دارند ٬ در خواندن پیشرفت می کنند .

   این خبر برای والدین ناامید و خسته  ٬ خبر خوبی است . توانایی های زبانی فرزندانتان و توانایی آنها در خواندن تنها به شما بستگی ندارد . اگر می خواهید بچه هایی بار بیاورید که هم عاشق خواندن و هم خواننده های موفقی باشند ٬ ایجاد ارتباط بین آنها و بزرگسالان دیگر می تواند کمی  بار را از دوش شما بردارد .

   اگر والدین شما مهمانتان هستند ٬ از آن ها بخواهید در آیین قصه خوانی شبانه شرکت کنند . اغلب پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها دوست دارند که بدین ترتیب مرکز توجه قرار بگیرند . گهگاهی از والدین یا از همسایه های مسن ترتان بخواهید هنگامی که از خانه بیرون می روید از فرزندتان مراقبت کنند ٬ مطالب خواندنی در اختیارشان قرار دهید تا با بچه ها بخوانند .

   اگر بچه ها عادت کرده باشند که فقط والدین خودشان برایشان کتاب بخوانند ٬ ابتدا باید آنها را آماده کرد تا بتوانند از سبک کتاب خوانی بزرگ سالان دیگر لذت ببرند .  به بچه ها بگویید که خوانندگان مختلف یک   ترانه ی واحد را به صورت های مختلف می خوانند و هنر پیشه های مختلف یک نقش واحد را بـــــــــــــــه صورت های متفاوت اجرا می کند . اگر کسی می خواهد برای اولین بار برای فرزندانش قصه بخواند٬ کتـاب جدیدی را در اختیار او قرار دهد ٬ تا این که کتابی را بخواند که مورد علاقه بچه هاست و داستان آن را از بر می کنند .

 

             ۶  ــ تشویق کنید که بچه های یک نسل با هم بخوانند  ( خواندن بین نسلی )

   قانونی وجود ندارد که بگوید فقط بزرگسالان باید برای بچه ها کتاب بخوانند ٬ بچه های بزرگ تر می توانند از این فرصت استفاده کنند و هنر های خود را به رخ خواهرها و برادرهای کوچکتر خود بکشند . این کار به نفع خواننده ٬ شنونده و خود شما ست .

   خواندن با صدای بلند ٬ باعث فصاحت می شود و دایره لغات بچه ها را بهبود می بخشد و به آنها می آموزد که چگونه با حالت و لحن مناسب بخوانند . جلب رضایت شنوندگان کم سن و سال کار ساده ای نیست و کسی که میخواهد قصه را با موفقیت بخواند و به جای اوووو !!!!! با هورای شنوندگان مواجه شود ٬ باید بـــــــا احساس ٬ با صدای واضح و با لحن مناسب بخواند . اگر به طور موقت این نقش خود را به فرزند بزرگترتان محول کنید تجربه خوبی را بدست می آورد و ممکن است انگیزه پیدا کند که این نقش را به خوبی اجرا کند .

  هنگامی که روابط نسبتا صلح آمیز است ٬ بچه های کوچک تر از صَرف وقت با خواهران و برادران بزرگتر خود سود می برند . وقتی کوچک ترها می بینند که خواندن چقدر مهم است و می بینند که بزرگ ترها با موفقیت می خوانند ٬ خود برای خواندن انگیزه پیدا می کنند . اگر فرزند بزرگ تر خود را تشویق کنـــیـــد    کتاب های مورد علاقه خود را با صدای بلند بخواند بسیار موثر است . وقتی بچه ها برای بچه ها کتاب می خوانند ٬ بار از دوش شما بر داشته می شود . شما همیشه فرصت ندارید که کارتان را کنار بگذارید و برای آنها کتاب بخوانید .

                                    ۷ ــ با صدای بلند با همدیگر بخوانید

 

    وقتی بچه ها یاد گرفتند که به تنهایی بخوانند ٬ باز هم باید به کار خود ادامه بدهیم و برای آنها با صدای بلند کتاب بخوانیم . البته می توانیم روال کار را تغییر بدهیم . اکنون می توانیم کار خواندن را با فرزندمان تقسیم کنیم . برای این  کار روش های زیادی وجود دارد که برخی از آنها را توضیح می دهیم . اگر فرزندتان در برابر این کار مقاومت کرد ٬ از آن یک بازی بسازید خواندن شعرها به صورت مشترک به طور طبیعی از هر چیز دیگری راحت تر است اما انواع دیگر قطعات ادبی را نیز می توان به صورت مشترک خواند .

چگونه کار را تقسیم کنیم ؟

  نفری یک خط . شما خط اول را بخوانید ٬ فرزندتان خط دوم ٬ و الی آخر . روش دیگر این است که نفری یک صفحه بخوانید .

دیالوگ . شما روایت را بخوانید و فرزندتان دیالوگ را ٬ یا هر یک از شما متن گفته های یکی از شخصیت ها را بخواند .

با همدیگر . هر دو با هم بخوانید .وقتی با همدیگر با صدای بلند می خوانید به فرزندتان می گویید کــــــــه خواندن با صدای بلند تنها کار شما نیست ٬ بلکه کاری ست که از آن لذت می برید و فرزندتان نیز می تواند از آن لذت ببرد . یکی از محاسن آن این است که همیشه نسبت به توانایی فرزندتان در خواندن ٬ یعنی میــزان روان بودن ٬ درک مطلب و دایره لغات او آگاهید خواهی یافت . فایده دیگر آن این است که فرزندتان را برای خواندن برای هم نسل های خود آماده میکند . (روش ۶ ) ٬ که اگر کودک خردسالی داشته باشید و وقتتان نیز کم باشد ٬ کمک بزرگی است .

 

                ۸ ــ در باره مطالب مورد علاقه خود در خانواده بحث کنید .

    حتما بسیاری از بزرگسالان را می شناسید که خیلی راحت کتاب ها و مقاله هایشان را با هم عوض می کنند . با این کار می توانید نویسندگان جدید و انواع سبک های ادبی جدید را کشف کنید ٬علایق تازه ای پیدا کنید و در عین حال دوستانتان و سلیقه ی آن ها را نیز بشناسید .

   اما بسیاری از این بزرگسالان که کتاب های خود را به دوستانشان قرض می دهند کم به این فــــکر می افتند که این کار را در خانواده ی خود انجام دهند. اگر می خواهید فرزندان خود را با آنچه می خوانید آشنا کنید و خود نیز با آنچه فرزندانتان می خوانند آشنا شوید٬ بهترین روش این است که درباره مطالب مود علاقه ی خود در خانواده بحث کنید .اگر فرزندتان کوچک تر از آن است که بتواند بخواند  اشکالی ندارد .کافی است بفهمد که از آنچه می خوانید لذت می برید و به آن علاقه دارید و دوست دارید که علاقه خود را با آن ها در میان بگذارید .

   فرزندان بزرگترتان را تشویق کنید که در باره آنچه می خوانند صحبت کنند و بگویند که چه جنبه ای از آن را دوست دارند .کتاب های خانه تان را هرچند که کم باشد (البته سعی کنید کتاباتونو زیاد کنید ! ) درقفسه مخصوص کتابخانه  قرار دهید . این کار دو فایده دارد : ۱ . کتاب های خانه شما کمتر گم می شود  و دوم  اینکـــــه همه اعضای خانه می بینند که چه کتاب هایی مـــی خوانند . بچه ها به تدریج علایق خود را در زمینه های مختلف ٬ از غذا و لباس گرفته تا مطالب خواندنی ٬ پیدا می کنند . اگر بتوانند ببینند که افراد دیگر بر اساس ملاک های متفاوت انتخاب می کنند ٬ خود نیز می توانند علایق خود را در زمینه های کتاب خوانی گسترش دهند و به سلیقه ی ناب تری دست یابند .

 

ادامه دارد ..... 

    

 

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در یکشنبه 7 بهمن1386 و ساعت 20:55 |

     حسین برای این شهید شد که نخواست حق را رها کند و روی حق پایداری کرد تا جانش را داد . 

   وقایع کربلا را بعضی قلب ماهیت کرده و طوری وانمود کرده اند که حضرت امام حسین مظلوم و زبون کشته شد . آن قدر آب و تابش می دهند که به حالت توهین به مقام آنها میرسد  . کسانی که وانمود می کنند او با زبونی کشته شد ، کفر و توهین به آن مقام است .

   در باره زندگی امام حسین و وقایع کربلا هیچکدام به دقت کتاب طوفان البکاء ننوشته اند .

   ثواب قرائـت قرآن در دهه اول ماه محرم بیشتر از اواخر انست حتی مهلت دارد تا آخر صفر هم ختم کند و اجر دارد .

  اهل تسنن هم این روایت را دارند که روزی حضرت محمد (ص) گردن سیدالشهدا را که بچه بوده می بوسد و اشکی به چشمش می آید می فرماید :((همین گلو که من بــــوسیدم ، روزی مـــــــــیرسد با شمشیر بریده می شود ...)) این خود دلیل بر آن است که از قبل هم میدانستند چنین سرنوشتی دارند .چون در راه دین شهید شده اند ، ما نباید آنها را جزء اموات بدانیم و کارهایی که می کنیم نه برای عزاداری است ، بلکه  هدیه ایست به در گاه آن بزرگواران و امید است آنها هم این هدیه ی مارا که تلاوت قرآن است بپذیرند .

   ما نذر میکنیم از سیدالشهدا حاجت می خواهیم و نتیجه می گیریم ، پس کیست که به داد ما میرسد ؟ آیا روحی که چنین مقامی دارد مــمکن است به قهر و ظلم کشته شده باشد ؟ یا اینکه او را مانند مـــردگان بپنداریم ؟

   تا کنون کسی نتوانسته ادعا کند که در مقابل خدا توانسته است امتحان بدهد ، مگر آنکه رحمانیت خدا ارفاقش نماید .  در جایـی حضرت علی می فرماید:( خداوندا ،  من قابل امتحان نیستم مرا امتحان مکن .) ... بقیه باید پند بگیرند .البته هر چقدر مقرب تر باشند ، مسئـولیتشان سنگین تر و امتحانشان سخت تر است .اما اگر خداخودش موافق باشد ، جوری اسباب فراهم مـــــــیکند که از امتحان قبول شویم و هیچ هم به رویمان نمی آورد .مثلا حضرت سیدالشهدا ، خدا آنهمه امتحان را برایش فراهم کرد اما لحظه ای که می خواست شهید بشود ، برای اینکه از امتحان رد نشود مطلوب را به او نشان داد ، این بود که با تبسم شهید شد .

   انسان در زندگی به هر نیتی عمل انجام دهد ، به همان نیت برای او باقی می ماند، زیرا در هر پیشامدی نیت شرط است و نتیجه ی عمل تابع نیت است . روی همین اصل از بزرگان هم هر آثاریآثاری مانده ، روی همان نیتشان بوده است .

   تاریخ فقط ۱۱۳ پیغمبر را منعکس کرده ، در حالی ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر بوده اند و هر کدامشان ماموریتی داشته اند . با اینکه اغلبشان در راه خدا شهید شده اند ، ولی شهادت حسین و آن جانبازی که برای حفظ حق و جلوگیری از انتشار باطل نمود ، تحت الشعاع قرار دارد .هرچه زمان می گذرد  تازه تر می شود ، هر چقدر مردم کهنه می شوند او نوتر می شود . شهادتش نه برای خلافت بود ، نه برای مقام ،جاه و مال فقط برای جلوگیری از باطل و اثبات حق بود . حسین نیتش حفظ کردن ریشه دین اسلام بود و همین اثری که از مسلمانی مانده ، بخاطر فداکاری های او بود .اگر قضیه شهادت حسین نبود ، بنی امیه و بنی عباس مسلمانی را از بین می بردند . و اگر چه علی و حسین به ظاهر کشته شدند و لشگرشان شکست خورد اما معناً کفار شکست خورئند ، زیرا به علت جانبازی آنها بود که اسلام پایدار ماند .

   حسین با شجاعت و قدرت شهید شد . وقتی کسی برای حق جان داد ، مظلوم کشته نشده بلکه با افتخار شهید شده . اگر بجای عزاداری و گریه و زاری ، حقایق تاریخی  را برای مردم بیان کنند و با خرج هایی که می کنند مستحقین را به یاد و افتخار حسین احیا کنند ، هم خیر دنیا یرایشان هست و هم خیر آخرت .

 

   همیشه از ذلیلی و خواری اسراء صحبت می کنند . و دیگر نمی گویند یکی از آن اسرا حضرت زینب (س)بود که در دربار یزید آنچنان نطقی کرد که همه را تکان داد . چگونه می توان گفت چنین آدمی ضعیف و ترس یا ذلیل بوده است ؟

   بزرگترین شاهکار حضرت زینب ، خواندن همین خطبه است . در میان خطبه ها ، خطبه ی شقشقیه علی (ع) و همین خطبه حضرت زینب از لحاظ هیجان و شورانگیزی نظیر ندارد .

   کسی که در حال قدرت عفو کند (قدرت انتقام گرفتن دارد و عفو می کند ) ، اجر بزرگی می برد .گاهی ممکن است این عفو کافی باشد و خداوند هم ترتیب اثر بدهد و آن مجرم را ببخشد .اما اگر گناهی باشد که بخشش شخص کافی نباشد ، مجرم گرفتار عدالت می شود .حضرت سیدالشهدا کوچکترین نفرینی به یزید و تابعینش نکرد  و در عالم معنا هم فرمود : (( اگر خداوند اختیار به دست من بگذارد ، من از حق خودم می گذرم و یزید را می بخشم .)) . اما یزید و تابعینانش گرفتار عدالت شدند .

   سالک هر چه  مصلحتش باشد ، خدا برای او فراهم می کند . مثلا حضرت سیدالشهدا چون صد در صد مصلحتش بوده که به شهادت برسد ، خداوند از شهادتش جلوگیری نکرد .

  به دوستان عزیز متذکر می شوم ، اوراد خدا را به قصد عبادت بخوانید ، البته کمیت شرط نیست کیفیت شرط است . در این ماه محرم ،هر روز ولو یک یا دو آیه هم شده است ، قرآن تلاوت کنید ( البته با وضو ) . گذشته از اینکه سبب تزکیه ی نفس می شود ، دارای خیر و برکت برای خانه هم هست .

  خیلی اشخاص هستند که تاریخ نشان میدهد کشته شده اند ، حتی از اولیا و انبیا ، اما چرا وقتی اسم سیدالشهدا گفته می شود اثر خاصی در قلوب می گذارد ؟ برای این است : نه اینکه ندانسته یا به اجبار شهید شد ، حتی حضرت محمد خبر شهید شدنش را در زمان حیات خودشان داده بودند که به چه کیفیت شهیـــــــد می شوند ، پس شهید شدن ایشان گذشته از اینکه فلسفه ی زیادی دارد ... از جمله برای شفاعت امتش بود و اشخاصی که با آن ائـمه اطهار از راه دین و ایمان ، ارتباط دارند . و همچنین شفیع بشود برای گناه تمام افرادی که از روی جهل مرتکب خطایی شده و بعد پشیمان شده اند ، تا خداوند بنا به شان حسین و شفاعت او آنهارا ببخشد. تکرار می کنم ، آنهایی که مرتکب خطایی می شوند و بعد پشیمان می شوند ، خدا حسین را شفیع قرار داده است و آن ها را می بخشد .  برای تمام آن هایی که روبه خدا می روند ،  ایشان همیشه شفیع ، هادی ،، حافظ و حامی هستند و در این کار ماموریت دارند . امیدواریم دوستان هر حاجتی دارند ، به تقرب ایشان بر آورده بشود .  آمین .

 

                                                                                         منبع : کتاب آثارالحق ج ۱ فصل ۱۹

                                                                    با تغییر اندک به طوری که تحریفی درمتن استاد ایجاد نشود .

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در جمعه 5 بهمن1386 و ساعت 3:24 |

                                 بد بين از حق بيني محروم است .

 

     واقع بيني يا واقع نگري به معناي مشاهده وقايع است آن گونه كه اتفاق افتاده اند ،بدون

 آنكه خود را در ورطه ي خوش بيني ساده لوحانه يا بد بيني نا به جا بيندازيم . مكمل واقع بينی ،  حس نيك بيني است  .  نيك بيني به معني توجه كردن و ديدن جنبه ي مثبت هر چيز و هر

     رويدادي است . اين حس يكي از عواملي است كه مانع بروز تلخ كامي در زندگي مي شود .

 

واقع نگري (واقع بيني )

 

   

     براي واقع بين شدن يا يافتن ديد درست ، هركس ، نخست بايد خود را بهتر بشناسد . براي اين كار بايد نگاه را متوجه درون كنيم و آن را به دقت مورد ارزيابي قرار دهيم تا خصوصيات اخلاقي خويش ، يعني نقاط ضعف و قوت شخصيت روحي _ رواني مان را بهتر بشناسيم . همين ((خصوصياتند)) كه خود ما و نگرش ما را مي سازد . به طور مثال اگر نشانه هايي از بد بيني در خود يافتيم ، كوشش كنيم آن ها را رفع كنيم . بدبين جنبه هاي مثبت را نمي بيند و همين سبب مي شود كه از دريچه ي عينيت و واقع بيني نگاه نكند و قضاوت هاي نادرستش فريبش دهد . خوش بيني ساده لوحانه روي ديگر همين سكه است . خوش بين ساده لوح در ابر ها زندگي ميكند و اغلب از كنار واقعيت ها مي گذرد . گذشته از اين ها ، برخي عوامل ديگر كه مانع واقع بيني است عبارتند از : پيشداوري و پيش فرض هاي جزمي ، چه علمي ، چه مذ هبي و غيره كه قضاوت شخص و ديدگاهش را تحت تاثير قرار مي دهند و مانع از واقع بيني او مي شوند .

 

نيك بيني

 

نيك بيني آن است كه انسان در هر چيز و رويدادي ، حتي آنهايي كه به نظرش نا خوشايند و يا بد مي آيد ، همواره جنبه خوب و يا نكته ي مثبت آن را هم بيابد .‌‌‌‍ ‌‌‍‌(رسول خدا و يارانشان در حال گذر از شهري به شهر ديگر بودند .در راه به لاشه سگي بر ميخورند ، همه ياران دهان وبيني خود را گرفتند و از بوي بد حيوان ناليدند . در همان حال پيامبر خدا از دندان هاي سفيد سگ تعريف كردند . اين نوع برخورد  پيامبر تعجب ياران را بر انگيخت . اما دوست من بي شك اين نوع رفتار پيامبر نيك بين بودن را به ما درس مي دهد . در بعضي كُتب اين داستان به حضرت مسيح (ع) بيان شده  . نويسنده )

     خداوند بد خلق نكرده ، بدي عارضي است . هيچ موجودي خلقتاً بد نيست ، بنابر اين ، در هر چيز و هر كس به طور قطع و يقين جنبه هاي مثبت زيادي وجود دارد . براي پرورش حس نيك بيني ، جستجو براي يافتن اين جنبه هاي مثبت را آن قدر بايد ادامه داد تا نيك بيني به صورت طبيعت ثانوي در آيد . حتي در وجود بدترين ها ، اگر خوب دقت شود هنوز مي توان صفات مثبتي يافت و اگر به آن ها كمك شود تا جنبه ها مثبت خود را تقويت كنند ، چه بسا در آينده به فرد نيكي تبديل شوند .

     به همين ترتيب ، مي توان در هر رويدادي ، حتي ناخوشايند ترين آن ها ، جنبه هاي مثبتي يافت . از اين جا است كه شكست ها يا محروميت ها مي توانند باعث پرورش شخصيت انسان شوند و به حس همدردي او با آلام و محروميت هاي ديگران بيفزايند . يا ممكن است يك ناراحتي كوچك ، شخص را از حادثه اي بزرگ حفظ كند . فرض كنيد دو راننده با سرعت مساوي در حركت اند و پليس يكي از آن ها را به جرم سرعت غير مجاز متوقف و جريمه ميكند . وقتي اين راننده دوباره به راه مي افتد ، چند كيلومتر آن طرف تر به صحنه تصادف چند اتومبيل بر مي خورد ودر ميان آن ها آن اتومبيل را هم مي بيند ..... ناراحتي ناشي از پليس و جريمه در واقع خيري بوده است براي حفظ او از اين خطر.

      براي پرورش نيك بيني ، انسان ابتدا بايد در در پالايش شخصيت رواني خود بكوشد .مثلاً از غيبت كردن ، چه فعالانه و چه انفعالي ، اجتناب كند و اگر موقعيت ايجاد كرد ، در صدددفاع هم بر آيد . براي اين كار بايد اجباراً نقاط مثبتي در غيبت شونده را بيابد . همين كار كم كم شخص را به نيك بيني عادت مي دهد . تمرين ديگر براي پرورش نيك بيني مبارزه با حسادت است . براي مبارزه با حسادت _ كه انسان را به بد خواهي وا مي دارد _ اين است كه در مقابل آيينه فرضي بياستد و واقعيت خود را در آن ببيند ، يعني سعي كند خود را صادقانه ارزيابي كند ، امتيازات وعُيوبش را به دقت پيدا كند . در اين جا هر كس در خود خصوصيات و امتيازاتي مي يابد كه در ديگران نميبيند .به اين ترتيب اگر شخص منصفي باشد حسادت در او فرو كش مي كند . همچنين اگر برداشت درستي از معنويات داشته باشد مي تواند به خود يادآوري كند كه بدون استحقاق به هيچ كس چيزي داده نمي شود و اگر كسي از مزايايي بر خوردار است حتماً استحقاق آن را كسب كرده است .ضمناً ام هم مي تواند چنين استحقاقي بدست بياورد . از طرف ديگر ، چه بسا محروم بودن از يك امتياز از بي استحقاقي نباشد ، بلكه صلاح شخص در نداستن آن است .با پرورش واقع نگري و نيك بيني در خود ،بينش انسان نسبت به جهان تغيير مي كند ، حضورعادلي توانا و هم چنين نقش مشيت او را در زندگي خود بهتر درك مي كند . در نتيجه كمتر حسادت مي كند ، برد بار تر مي شود و از سرنوشت خود ، از ديگران و جهاني كه در آن زندگي مي كند كمتر خرده مي گيرد ، در اين حال ،در زندگي دل خوش تر خواهد شد .  (بر گرفته از كتاب راه كمال فصل 21 . نويسنده )         

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:58 |

نیت انسان اگر جلب رضایت خدا باشد ٬ مانع از آن می گردد که عکس العمل اشتباهاتش مآلاً به ضررش تمام شود .

   برای اینکه بتوان به بهترین وجه در سیر کمال معنوی قدم بر داشت ٬لازم است که شخص به پی آمد های اعمال خود آشنا شود . وقتی انسان به اهمیت تبعات اعمال خود واقف شد و اطمینان حاصل کرد که پی آمد هر عمل به خودش باز می گردد ٬ ترغیب می شود نیکی کند و از بدی دوری کند و در مقابل میل به بدی ٬مقاومت به خرج دهد .علاوه بر این ٬اگر انسان دقت کند همواره می تواند از روی نشانه هایی که غالبا در بازتاب اعمالش است ٬ درستی یا نادرستی مسیرش را در یابد .در این صورت هر اتفاقی در زندگی ٬ معنای خاصی پیدا می کند و شخص را به کشف بعد برتری هدایت می کند ٬ به طوری که واقعیت حضور آن بعد را هر لحظه احساس می کند .

    هر رفتار یا فکری ٬ اعم از مثبت  یا منفی ٬ لا اقل یک عکس العمل یا پی آمد فوری دارد و می تواند پی آمد های دیگری نیز در پی داشته باشد . از آن جمله می توان اشاره کرد به نتیجه ی عمل ٬ بازتاب عمل ٬اثر زنجیره ای و اثر وضعی .

                                       عکس العمل ( پی آمد فوری )

  عکس العمل هر عمل ٬ بلافاصله است ٬ حال٬ انگیزه و شرایط عمل هر چه می خواهد باشد . عکس العمل ممکن است به صورت مادی نمایان شود ( مثلاً از کسی بد می گوییم و اتفاقاً زبانمان را گاز می گیریم ) یا به صورت اثری روانی بروز می کند ( در اثر انجام یک عمل نوع دوستانه ٬ شادی بی دلیلی احساس می کنیم ). معمولا ً بین نوع عکس العمل و عمل ٬ رابطه ای وجود دارد . گاهی اوقات این رابطه بسیار واضح است .((کسی با مشت به شیشه می زند و دستش زخمی می شود .)) اما غالبا انسان از عکس العمل اعمالش بی خبر است .

                                                  نتیجه عمل

    نتیجه عمل که بیش و کم با مفاهیم دینی ((پاداش )) و (( مجازات )) مطابقت دارد چیزی است که ارزش معنوی اعمال تعیین  می کند .ارزش معنوی اعمال بستگی به معیار های متعددی دارد ٬ از جمله : نیت ٬ کیفیت عمل و بخصوص ارزیابی مبدا که از همه مهم تر است و مبتنی بر عدالت و رحمانیت خدا می باشد . نتیجه عمل ممکن است بلافاصله با شد ٬ و در این صورت با عکس العمل در می آمیزد . ممکن است بعد ها ٬ در این دنیا و یا در عالم بعد ٬ بدست آید . نتیجه عمل می تواند مادی باشد یا معنوی . نتیجه مادی ٬ ممکن است کمی باشد یا کیفی . نتیجه کمی مانند ثروت یا فقر ٬ افتخار یا حقارت ٬ زندگی زناشویی موفق یا نا موفق ٬نتیجه کیفی مانند احساس خوشبختی یا بد بختی ٬ شادی یا غم و غیره . نتایج دنیوی در این دنیا عاید می شود( البته منظور این نیست که هر رویدادی در زندگی نتیجه ی عمل است ٬خیلی رویداد ها عکس العمل مستقیم اعمال ما است . ) اما نتیجه معنوی ممکن است در هر دو دنیا عاید شود . نمونه نتیجه معنوی در این دنیا ٬هدایت شدن به سوی حقیقت و محفوظ ماندن از انتخاب یک راه معنوی انحرافی است

  در ارزش گذاری نتیجه عمل٬ نیت تقدم بر عمل دارد . مثلا اگر کسی صرفا به نیت خود نمایی یا بر انگیختن تحسین و احترام دیگران خدمت به خلقی انجام دهد ٬ نتیجه ای که از عمل نیکش می گیرد همان اعتبار اجتماعی است ٬ و حال آنکه اگر همان خدمت را ٬ بدون چشم داشت ٬ فقط از روی نوع دوستی یا به خاطر رضای خدا ٬ انجام دهد ٬ علاوه بر نتیجه مادی ( اعتبار اجتماعی ) ٬ نتیجه معنوی نیز ٬ دست کم به میزان ده برابر ٬ عایدش می شود .

ادامه دارد ...  

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:53 |

چند تن از دوستان خواهان مطلبی تحت عنوان تربیت فرزندان بودند ٬ نویسنده هم فصل ۲۳ کتاب راه کمال رو با کمی تغییر نوشت .

 هر کس بتواند فرزندش را خوب تربیت کند می تواند مملکتی را اداره کند .(استاد الهی )

  

      تجربه نشون داده که اثر تربیت در دوران خردسالی کودک بر شخصیت او در تمام عمرسایه می افکند . والدین علاوه بر تعلیم و تربیت اخلاقی کودک ٬ در تعلیم و تربیت معنوی کودکشون باید اهتمام بورزند ٬ زیرا (( اخلاقیات بدون خدا مثل درخت کم ریشه است )) که با اولین وزش قوی باد بر زمین می افتد .

     در تربیت اخلاقی کودک ٬ دادن شخصیت و عزت نفس به او مهم ترین چیز است و دیگر اینکه به او وظیفه شناسی ٬ احترام به حقوق دیگران ٬ وفای به قول ٬ راستگویی ( بدون آن که منجر به ساده لوحی شود ) ٬ احساس مسئولیت و غیره بیاموزیم .

    در تربیت معنوی کودک ٬ باید او را به تدریج با برخی اصول در باره خالق ٬ عالم بعد ٬ خویشتن خویش و معنای واقعی زندگی آشنا کرد .همچنین کودک باید در یابد که هیچ چیز بی دلیل نیست و هر چیز حسابی دارد . آگاهی به این اصول الهی ٬ عزت نفس کودک را تقویت می کند و به او در برابر ناملایمات زندگی ثبات می بخشد و در سنین نوجوانی و جوانی او را از ارتکاب خطاهای جبران ناپذیر بر حذر می دارد . 

     برای اینکه کودک بتواند اصول اخلاقی و الهی را در خود جذب کنه و با رسیدن به سن رشد از آن ها گریزان نباشه ٬ باید این اصول رو به نحو خوشایند و دلنشین و به صورت داستان های زنده و نزدیک به واقعیت ٬ متناسب با سن اش به او آموخت . مهم تر آن که از تحمیل مناسک شاق و تعلیم اصول به صورت جزمی { و خشک } به او جداً خودداری شود . 

    به طور کلی نکاتی که باید در تربیت کودک رعایت بشه از این قرار است : 

ـــ آموزش و تشویق او به راست گویی .                                                                                            

ـــ مستقل بار آوردن کودک از همان خردسالی و ایجاد حس مسئولیت در او ٬ بدون آنکه به او فشار خارج از طاقت بیاد . 

ـــ یاد دادن ارزش واقعی چیز ها : کودک باید قدر چیزهایی را که داره بدونه و سعی کنه تا استحقاق آنچه را که طالب آن است را به دست آورد . مثلا اگر چیز بخصوصی را می خواهد ٬ کاری به او محول شود تا آن را در ازای انجام آن کار دریافت کند . 

ـــ پرورش عقل معاش در کودک ٬ از موارد با ارزش تربیتی است . 

ـــ به او یاد دهند که منظم و مرتب باشد . 

ـــ یاد بگیرد که احترام دیگران را حفظ کند ٬ مودب و اجتماعی باشد . 

ـــ از معاشرت های ناسالم دور نگه داشته شود و به او آگاهی های لازم داده شود تا به سمت دود ٬ و مواد مخدر وغیره که برایش زیان بار است و سلامت جسم و روانش را تهدید می کند کشیده نشود و در حین حال نباید او را بیش از حد مراقبت کرد .

ـــ زیاد از حد لوس و وابسته بار نیاید . و همچنین به تجمل و راحت طلبی عادت نکند ٬ زیرا دل زده می شود و در بزرگی دیگر هیچ چیز او را راضی نمیکند . البته تفریط هم اشتباه است ٬ زیرا محرومیت زیاد می تواند او را دچار عقده کند .

ـــ تشویق کودک به مطالعه ٬ هدایت صحیح کنجکاوی فطری او و جلب توجهش به جاذبه های دانش ٬ بسیار مفید است . البته باید مراقب بود که این کار خارج از توانش نباشد و ذهن کودک خسته نباشد . مغز هم عصوی است مثل دیگر اعضای بدن و افراط در کار کشیدن از آن ٬ بویژه در مورد کودکان ٬ کار درستی نیست . مغزی که کار زیاد آن را خسته کرده باشد ٬ ممکن است دچار روان نژندی ٬ یا حتی روان پریشی غیر قابل جبران شود .

ـــ تشویق کودک در رعایت بهداشت و سلامت بدن ٬ بخصوص ترغیب او به ورزش .

ـــ پرورش شجاعت و پشتکار در او .

ـــ آموزش فضایل اخلاقی دیگر از قبیل بردباری ٬ توجه به دیگران و غیره به کودکو ترغیب او در به کار بستن آن ها .

   از عوامل مهم ِ توفیق در کارتربیت کودکان ٬ توجه والدین به رفتار خودشان است و این موضوع به ویژه در مورد مادران از اهمیت ویژه ای بر خوردار است ٬ زیرا کوچک ترین خصایص والدین اثرات عمیقی در روحیه کودک می گذارد . از آن جا که کودکان به طور غریزی ضمیروالدین خود را می فهمند ٬والدین باید سرمشق خوبی برای آن ها باشند و به خصوص حرف و عملش یکی باشد .اگر والدین عملا به چیز هایی که می گویند پایبند باشند ٬ فرزندان هم قاعدتا همان ها را مراعات خواهند  کرد .

    روش درست این است که والدین با استفاده از روش های روانشناسی ٬ کودک را به پذیرفتن حرف خود راضی کنند ٬ نه اینکه با فشار ٬ خشونت و ترس وادار به انجام کاری شود .والدین با قرار دادن خود در سطح کودک می توانند مسائل را به او بهتر توضیح دهند و کمکش کنند تا بتواند شخصا خود را اصلاح کند . توبیخ شدید یا تنبیه بدنی شخصیت کودک را خورد می کند . به جای تحقیر ٬ به خصوص در مقابل دیگران ٬ بهتر است والدین کوشش کنند تا شخصیت و عزت نفس کودک را تقویت کنند تا خود کودک به این نتیجه برسد که بعصی رفتارها در شان او نیست . ایجاد حس شانیت در کودک یکی از ارکان اساسی تربیت صحیح است .

    معمولا وقتی بچه ها متوجه کار خلاف خود می شوند ٬ احساس شرمندگی می کنند . در چنین وضعی بچه دوست ندارد که کسی متوجه اش شود و سعی دارد که خود را پنهان کند . باید این احساس شرم را محترم شمرد و طوری رفتار کرد که گویی چیزی ندیده ایم و سعی کنیم به طور غیر مستقیم به او بفهمانیم که دیگر آن عمل را تکرار نکند . در صورت تکرار مجدد ٬ باید او را سرزنش و حتی تهدید کرد تا متوجه عواقب کار خلاف خود بشود و بداند که می تواند مجازاتی رت در بر داشته باشد . در عین حال باید توجه داشت که دفعات سرزنش هر چه بیشتر باشد ٬ اثر آن کمتر خواهد شد . در مقابل هر بار که کودک کار خوبی انجام داد باید آن را ارج نهاد و او را تشویق کرد . معمولا کودکانی که محبت می بینند ٬ در بزرگسالی افراد با محبتی خواهند شد .

     کودک به اقتضای طبیعت خود فاقد قوه تشخیص است ٬ گاهی تمایل به کارهای خلاف مثلا دزدی یا دروغ دارد و تا حد زیادی حسود است ( به خصوص نسبت به برادر و خواهرش ) ٬ همچنین می تواند خبر چین و دروغ گو باشد . اگر به این خصوصیات توجه داشته باشیم و آن ها را در مسیر درست بیندازیم می توانیم مانع شویم که به صفات دائمی در وجودشون تبدیل شود .

    نکته آخر اینکه برای یک خانواده ٬ هیچ چیز مخرب تر از تبعیض قائل شدن بین فرزندان نیست . والدینی که بین فرزندان خود تبعیض قائل می شوند ٬ نه تنها دچار مشکلات خانوادگی می شوند ٬ بلکه باید از لحاظ معنوی نیز پاسخ گوی خطای خود باشند .

{ سخن نویسنده :به نظر شما نهال کوچکی را که کج شده ٬ راحت تر می شه صاف کرد ٬ یا یک درخت میان سال کج رو ؟

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:50 |

                                       بسم الله الرحمن الرحیم

    ای خداوند یکتا و بی همتا و حی و توانا ٫ای واجب الوجود و خالق کل مخلوق و محیط بر همه چیز ٫ ای ارحم الراحمین و اکرم الاکرمین ٫ که به اصطلاح کلام الله رب العالمین ٫الرحمن الرحیم ٫مالک یوم الدین ٫و احد و صمد و لم یلد ٫ولم یولد هستید ٫تورا می پرستم و از تو یاری می جویم .

    سوگندت به خودت ٫سپس سوگندت به هر آنچه از موجودات و ممکنات ازمنه ثلاثه ٫یعنی خلق اولین و آخرین که نازروا و مقدس ومستجاب الدعوه و مقربتند {اعم از جنس بشر و غیره } ٫مستدعی با عفو جمیع گناهان بی پایان دوره زندگانی ام تا هستم همیشه به راه راستم ببرید . آن چنان راهی که به سوی خدا هدایتم نماید ٫آن چنان راهی که قرآن مجیدمیفرماید اهدنا الصراط المستقیم ٫صراط الذین انعمت علیهم ٫غیر المغضوب علیهم و لا الضالین .

   و به طور کلی ٫چنان نگهداریم فرمایید مطلقا در دنیا و عقبا از من راضی باشید و هر چیزی هم که خلاف  رضایتت است هرگز نگذارید به هیچ علت و سببی مرتکب یا راغب شوم یا با آن مواجه گردم ٫ آمین

    ضمنا ٫حسب الوظیفه دینی طلب مغفرت و رحمت و خیر و برکت برای روح والدینم و جمیع مومنین و مومنات ٫ بلکه جمیع مخلوقات می نمایم ٫ آمین

   

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:45 |

به مناسبت نیمه شعبان

  تمام ادیان توحیدی منتظر آمدن یا ظهور منجی ( نجات دهنده ) هستند و بر این عقیده اند که پس از ظهور ٬ عدالت وصلح بر سراسر زمین حکم فرما می شود . بنابر اعتقاد این ادیان ٬ منجی ٬ یکی از انبیا و یا اولیای آن دین خواهد بود . (بهرام نزد زرتشتیان ٬ ایلیا نزد یهودیان ٬مسیح (ع) نزد مسیحیان ٬ و حضرت مهدی(ع) نزد مسلمانان و غیره )

    در واقع ٬ منجی تمام ادیان یک ذات واحد (ناجی ) است ٬ که به وقت خود علاوه بر هدایت ٬ ماموریت تحقق بخشیدن به آن واقعه ی عالم گیر را نیز برای تمام بشریت بر عهده خواهد داشت . به برکت حضورش در زمین ٬ بی عدالتی و دروغ به وسیله علم از جهان زدوده می شود . حق هر فرد رعایت می شود و هر کس به آن چه استحقاق دارد ٬ می رسد . در آِن زمان ٬ علم ٬ وجود خدا و صحت برخی قوانین معنوی را اثبات می کند ٬ آن گاه مناقشات و تعصبات بین مذاهب پایان خواهد یافت . در آن زمان ٬ فقط یک معنویت وجود خواهد داشت و آن ٬ معنویت حقیقی است که اصالت آن را تصدیق می کنند ٬ اما هر کس مختار است به آن عمل کند یا نکند . (در اون زمان اگر کسی درستکار باشه دیگر ارزش نداره میدونی چرا ؟ چون با وجود پیشرفت علم و تحقق یافتن عدالت و غیره اگر کسی کار منفی انجام بده به سرعت رسوا می شه. اما امروزه درستکار بودن یک ارزش فوق العاده است حتی فوق العاده تر زمان پیامبر وحضرت علی و دیگر امامان . نویسنده .)

    با اینکه همه از مواهب ظهور این منجی برخوردار خواهند شد ٬ نباید انتظار داشت که همه او را شخصاً بشناسند . همان طور که خداوند در همه جا حضور دارد ٬ اما فقط بیداران معنوی اورا می بینند ٬ منجی را هم کسانی خواهند شناخت که  از رشد روحی کافی بر خوردار باشند .

    از آن جا که زمان دقیق این واقعه بر همه نامعلوم است و تفاسیر گوناگون و حتی ضد و نقیض در این مورد وجود دارد ٬ معقول آن است که کوشش انسانی در هر زمان برای شناخت حق و مظاهر آن باشد که در این صورت ظهور منجی به یک واقعیت حاظر می شود ٬ زیرا ولی ِ خدا همیشه بر روی زمین است .

 

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:43 |

راه کمال در دو نکته خلاصه می شود : توجه دائم به مبدا و مبارزه با نفس اماره .

اگر کسی می خواهد پیشرفت معنوی کند ٬ آشکار است که باید تعلیمات نظری را با عمل در هم آمیزد . عمل به تنهایی لنگ است ٬ و از تئوری به تنهایی کاری ساخته نیست . عمل معنوی ٬ در اصل ٬ همان مبارزه با نفس اماره است .نفس اماره برخاسته از روح بشری است که در حوزه نا خوداگاه قرار دارد . نفس اماره منشا انگیزش های مضر ٬ ضد اخلاقی و ضد الهی است . در عرفان سنتی ٬ این منبع را از طریق سرکوب و ضعیف کردن جسم و همچنین به خود محرومیت دادن های جسمی و روانی می خشکاندند ٬ اما روش معنویت فطری به جای سرکوب و تضعیف جسم ٬ آن را باید تقویت کرد ٬ آن گاه به کمک نیروی اراده ی قوی تر که توسط عقل رحمانی هدایت می شود ٬ بر خواسته های نا مشروع نفس اماره غلبه کرد . با این فرایند طبیعی ست که می توان واحد های ارگانیزم روحی روانی را به فضیلت های الهی تبدیل نمود و عقل اعلی را نیز به عقل رحمانی متحول کرد .

                                                       نفس اماره

تا روح ملکوتی به درجه ای از پختگی نرسد ٬ انسان نمیتواند به وجود نفس اماره در وجود خود  پی ببرد . نفس اماره در سطح خود آگاه ٬ به صورت انگیزش های پی در پی امیال نامشروع و مضرروح بشری  بروز می کند . و بوالهوسی هایش را که خواستار ارضای فوری آن هاست ٬ با قدرت تمام بر شخص تحمیل می کند و مرتبا با رهنمود های عقل رحمانی مبارزه و مخالفت می ورزد .

    یکی از ویژگی های نفس اماره استفاده از ترفندهای مختلف برای تسلط بر روح ملکوتی است .. نفس در هر حمله ٬ معمولا تمام قدرت خود را از طریق هوی و هوس و خواهش های نفسانی به کار می گیرد ٬ اما گاهی هم با دغلی ٬ لباس عقل می پوشد و با صدای آن سخن می گوید . در این حال ٬اگر شخص آگاه نباشد ٬ با دست خویش ٬ خود را فریب می دهد و هوس هایش را با استدلال منطقی یا به طریق کلاه شرعی توجیه می کند . این منتها درجه گمراهی است . ٬ چرا که شخص با دلیل تراشی های خود ٬ نفس اماره اش را یاری می دهد تا هوس هایش را به صورت موجهی جلوه دهد و برای تسلیم شدن در مقابل این وسوسه ها دلیل بتراشد و کلاه شرعی درست کند . مثلا کسی که بدون اجازه از برق دولتی انشعاب می گیرد ٬ در توجیه عمل خود می گوید احقاق حق کرده چون بیش از حد به دولت مالیات می دهد .{یا مثلا خلافی در رانندگی مرتکب می شود و می گوید همه این خلاف را انجام می دهند .نویسنده .}

     یکی دیگر از حیله های نفس اماره این است که وانمود کند عقب نشینی کرده و شخص را می فریبد که تسلیم شده است . اما این عقب نشینی ٬ ترفندی بیش نیست . حیله ای است که به واسطه ی آن می خواهد شخص را از حالت آماده باش خارج کند ٬ غافلش کند تا بعدا به طور غیر منتظره ٬ به او حمله کند .

    شیوه غلبه نفس بر مرد و زن متفاوت است . در نزد زنان نفس بیشتر از راه عواطف و احساسات و به خصوص تاثیر پذیری و حس حسادت و انتقام جویی وارد می شود .در نزد مرد ها ٬ نفس اماره بیش از هر چیز ٬ از راه غرور ٬ قدرت طلبی و شهوت حمله می کند . این نقطه ضعف ها چه بسا باعث شود که شخص بی خبر ٬ آنچه را که از لحاظ معنوی با سالها کوشش به دست آورده ٬ در یک دم از دست بدهد . تاریخ ادیان ٬ مشحون از این گونه لغزش هاست .

    علاوه بر بعضی ضعف های روانی فوق ٬ ضعف های دیگری چون پول پرستی ٬ افتخار طلبی و غیره شخص را ذر مقابل نفس اماره آسیب پذیر تر می کند . در آزمون های روزانه زندگی است که مبارزه با نفس معنا پیدا می کند . این آزمون ها رو که دستگاه علیت الهی تنظیم می کند . ماهیت های مختلف دارند٬ اما در همه حال نقاط ضعف شخص را نشانه می گیرند . بدین ترتیب ٬ اکثر اتفاقاتی که در زندگی روز مره روی می دهد ٬ حتی اتفاقات کوچک ٬ در واقع صحنه سازی هایی است برای آزمودن و خالص کردن شخص و اینکه هر بار گوشه تازه ای از وجود خود را کشف کند و خود را بهتر بشناسند . آزمون ها ممکن است درونی باشد ـ مثلا نیت بدی که باید با آن مبارزه کرد ـ مثلا شخص خواب می بیند که در معرض وسوسه ای قرار گرفته و به این ترتیب عکس العملش در مقابل این وسوسه مورد آزمایش قرار می گیرد .

                                                                فایده نفس اماره

نفس اماره اگر چه دشمن اصلی روح ملکوتی است ٬ اما وجودش برای رشد روح ضروری است ٬ زیرا بدون ضدیت و مبارزه ٬ رشد روح ملکوتی امکان پذیر نمی باشد . خواسته های نفس اماره را می توان به توکسین میکربی تشبیه کرد . اگر قوی و به مقدار زیاد باشد برای روح ملکوتی مضر و حتی کشنده است . اما اگر ضعیف شده و به مقدار کم باشد روح را در مقابل نفس اماره واکسینه می کند و موجب می شود که روح ملکوتی بتواند انگیزش های نفس اماره را به تدریج مهار کند .

                                                  چگونه با نفس اماره مبارزه کنیم ؟

 

  در روح ملکوتی گرایش فطری برای نزدیک شدن به مبدا الهی وجود دارد ٬همان گونه که در نفس اماره چنین گرایشی برای دور شدن از مبدا وجود دارد . نفس اماره که در حوزه ی ناخداگاه قرار دارد ٬ به هیچ کوششی احتیاج ندارد ٬ زیرا رفتارش غریزی و خودکار است . در مقابل تهاجمات نفس اماره ٬ کار اصلی روح ملکوتی ِ آگاه این است که هشیار باشد و نگذارد نفس اماره با در اختیار گرفتن عقل و اراده ٬ قانون خود را بر او تحمیل کند . اگر کسی از سر جهل ٬ غفلت یا بی تفاوتی ٬ مراقب نفس اماره اش نباشد و منفعل باقی بماند ٬ مبارزه ی بین بخش ملکوتی و بشری اش ٬ به طور ناخداگاه ٬ به سوي غلبه نفس اماره پيش خواهد رفت ، تا جايي كه نفس كاملا بر روح ملكوتي مسلط شود . خطر گران تر اين است كه اكثر افراد از اين سلطه ي نفس اماره بر خود ، بي خبرند .

    براي توفيق در مبارزه با نفس اماره ،احتياح به يك روش صحيح هست . از سويي انسان بايد به تحليل روان خود بپردازد تا به معايب و ضعف هاي خويش پي ببرد  و از حضور نفس اماره آگاه شود‌‌‌‌( همون خودشناسي كه نويسنده در حال تحرير اين مطلب است ) از سوي ديگر بايد سلامت روح ملكوتي را حفظ كند و آن را پرورش دهد و تقويت كند تا از اراده قوي و عقلي سليم برخوردار شود .

    در عمل ٬ باید ابتدا با معایب صفاتی یا نقاط ضعف روحی ـ روانی ِ خویش که بارزترند مبارزه کرد . در اثر مبارزه با هر یک از این نقطه ضعف ها ٬ نقاط ضعف دیگری خود را آشکار می کند . به این ترتیب می توان به تدریج وجوه گوناگون نفس اماره ی خویش را شناخت و حمله ها و حیله های آن را خنثی کرد . از شیوه مقابله با نفس اماره یکی این است که انسان در ابتدا به طور سیستماتیک با خواسته های آن مخالفت کند و عکس خواسته های او را عملی سازد . مثلا اگر از کسی خوشش نمی آید ٬ هر بار که وسوسه شود از او بد گوید ٬ ابتدا خود را وادار به خودداری کند ٬و در سطحی بالا تر ٬جز از نقاط مثبت او حرفی نزند. اگر در این کار پشتکار به خرج دهد ٬آن احساس منفی تدریجا منتفی می شود .

    مبارزه با نفس اماره یک فرایند طولانی است . و به پشتکار زیاد احتیاج دارد . برای حفظ پشتکار و نگه داشتن انگیزه لازم ٬ دیدار با اشخاص معنوی و مقدسین چه در حیات و چه در ممات ٬ خدمت به خلق و انفاق ٬ مطالعه متون معنوی و الهی ٬ عبادت و ....... عوامل تقویتی مفیدی هستند .

   حربه های اصلی روح ملکوتی در مقابل نفس امره ٬ اراده راسخ و اخلاق اصیل و اصول الهی است . به کار بستن اخلاق اصیل و اصول الهی ٬مواد غذایی لازم برای رشد ارگانیزم روحی روانی ٬ فراهم می آورد . تنها در گرماگرم این مبارزه درونی است که شخص متوجه که بدون کمک خدا هیچ نتیجه ی دایمی ِ قابل توجهی عایدش نمی شود . و همچنین متوجه می شود که اراده اش به تنهایی ٬ بدون حمایت و نور خدا ٬ قادر به انجام کاری نیست . با ایمان به خدای حقیقی است که می توان نور او را که حاوی هدایت و انرژی است ٬جذب کرد .و اگر نه بدون آن ٬ سرکوب مداوم انگیزش های نفس اماره موجب وازدگی ٬ ایجاد عقده و دیگر مشکلات روانی می شود . نظر خدا بر ما اثرات روانی زیان بار ناشی از این سرکوب ها را خنثی می کند . (به امید آن که خدا بر ما همیشه نظر داشته باشد . نویسنده .){  بر گرفته از کتاب راه کمال فصل ۳۷ با کمی تغییر}

در حال مطالعه نظرات شما دوستان بودم که یکی از دوستان (آقا محسن )زحمت کشیدند و خلاصه ای از مطالب را بیان نمودند که از ایشان کمال تشکر را دارم .

در ادامه ي مطالب شما خواستم كه اشاره اي به رابطه ي مبارزه با نفس و خود شناسي در يك برنامه ي عملي داشته باشم.البته به صورت خلاصه:

در عمل به معنويت بايد به مبارزه با نفس و خود شناسي در يك سيكل و برنامه ي هماهنگ عمل كرد بدين گونه كه
مرحله ي اول خود شناسي يعني پي بردن به نقاط ضعف و قوتي كه در ابتدا به چشم مي آيد ودر ادامه مبارزه باضعفها
مبارزه با نفس خود نقاط ضعف و قوت را مشخص مي كند و خود شناسي عميق تري را نتيجه مي دهد وبعد باز هم در پي آن مبارزه با نفس
در يك برنامه ريزي دقيق بايد اين دو فرآيند را تواما عمل کرد تا هردو هدف يعني مبارزه با نفس و خودشناسي به طور كامل انجام شود.
با مبارزه با نفس در مورد يك خصوصيت اخلاقي در نهايت بعد از موفقيت آن صفت مبدل به فضيلت الهي شده و در وجود روحي ما مانند شمعي افروخته عمل مي كند كه با روشن كردن اطراف خود ساير نقاط تاريك را به ما مي نماياند و ما را به عمق بيشتري در خود شناسي مي رساند.
براي رسيدن به فضيلت الهي و جذب انرژي الهي براي ادامه ي مبارزه با نفس بايد فقط و فقط با نيت رضاي الهي به مبارزه با نفس و عمل به اخلاقيات پرداخت .

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:42 |

           پیش از هر چیز ٬ نگرش ما نسبت به چیز ها ٬به خودمون بستگی داره .

برای نیک بینی و به خصوص برای دیدن خوبی ٬ کافی نیست چشم خود رو باز کنیم . بلکه باید نگرش و فکرمون رو پرورش بدیم .

افکار نیروی خلاقه دارند . ما حقیقت را با دیدی که از آن داریم ٬ می سازیم . بنابراین با زیاد ترسیدن از یک حادثه ی ناراحت کننده ٬ کار به جایی می کشد که شرایط برای به وقوع پیوستن آن فراهم می شه .

هر صبح ٬ بر عهده ی ماست که به دنیایی که می ریم تا باقی روز رو کامل کنیم٬ رنگ ببخشیم و جهت یا شکل بدیم .همه چیز به آمادگی ذهنی ای که تصمیم میگیریم در خود پیاده کنیم ٬بستگی داره.

                                                     فکر و اثراتش بر خود

 نگرش منحرف عبارت است از راهی پیچ در پیچی از افکار منفی ٬ که ممکن است به مسمومیت کامل ما و تحلیل تمام وجودمون منجر بشود . زیرا فکر ٬ ماده تشکیل دهنده جوهره ماست و خودمان اون رو تغذیه می کنیم .

افکار منفی مانند دودی کدر مانع نفوذ تشعشع آفتاب معنوی در ذهن ما می شوند .دستیابی به نیک بینی عبارت است از سَبک و شفاف کردن این افکار ٬ تا ورود انوار معنوی را امکان پذیر کند .انواری که با گرم کردن روحمان ٬ انرژی لازم برای ادامه ی تلاشش را فراهم می کنند . یعنی سیر کمال اخلاقی و معنویمون ٬ بدون آن که از هدف خود منحرف شویم .

                      خود را به نیک بینی وادار کردن یک کار معنوی است  .

دیدگاه معنوی٬ جستجو برای نگرش واقعی ٬ تنها با یک اقدام معنوی امکان پذیر است .

کسی که سعی می کنه سلوکی درونی مطابق فطرت واقعی خود کسب کند ٬ کم کم به ادراکی کامل تر و واقعی تر از چیز ها دست خواهد یافت .او در عمل نظم و عدالت را حتی در وضعیت های به ظاهر بسیار ناگوار در می یابد .ادراکی که با احساس آرامش و اطمینان همراه است .

این یک انقلاب واقعی ارزش ها ست ٬ که بدون هیچ تغییر ظاهری حادث می شه .با هستی آشتی می کنیم ٬ می فهمیم که ظواهر تنها دیدگاهی از دنیا هستند . به این معنا که بدی وجود عینی و خارج از اعتقادی که به آن داریم ٬ ندارد .باطناً آگاهیم که آنچه برای ما پیش می آید همیشه فرصت و وسیله ای است برای یک خیریت بزرگ تر .

                                                 نگرش خودمون رو تغییر بدیم .

عکس العملهای منفی ما نتیجه درک شخصی از وقایع ٬ پیش داوری ها و قضاوت های عجولانه ی ما است . تغییر نگرش خودمون در وهله اول٬ عبارت است از این که کادر بندی جدیدی به اوضاع و احوال بدیم ٬ پیش از آن که افکار منفی فرصت یابند ما را در خود فرو برند و به صورتی ماندنی در ذهنمان جای گیرند . یعنی عمیقا دیدی انعطاف پذیر پیدا کنیم .

         فضیلت نیک بینی شامل دو چیز است :

۱ . از یک طرف در خوبی دیدن و دیدن خوبی . یعنی در آن واحد ٬ داشتن دیدی خیر خواهانه و مثبت روی دیگران و حتی وقایع .و همچنین ایجاد حساسیت در خود نسبت به نقاط مثبت آن ها .

۲ . از طرفی دیگر ٬ واقع بینی ٬ درک حقیقت چیز ها و محاسن واقعی اشخاصی که با آنها در ارتباطیم . اما بخصوص شناخت ماهیت توقعات خودمون ٬ حقوق و وظایفمون ٬ نقاط ضعف و قوت شخصیت مان و غیره .  بر گرفته از کتاب نیک بینی (امانویل کومت) انتشارات جیحون با اندکی تحریف . نویسنده

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:41 |

زندگی معنا دار است و هستی بی هدف نیست .ما نه زاییده ی اتفاق هستیم و نه به عدم باز میگردیم. وجود انسان ٫تنها به این جسم بیولوژیکی محدود نمی شود و ویژگی ضمیر آگاهش آن گونه است که نمی توان او را صرفا حاصل فعل و انفعالات شیمیایی سلول های عصبی دانست . هر چند که ارگانیزم بیولوژیکی انسان یا جسم ٫خود از شگفتی های خلقت است ٬ اما وجود حقیقی انسان ورای آن است . در اصل ٫ یک ارگانیزم ملکوتی (celestial organism ) که با روان خاکی (terrestrial psyche ) در هم آمیخته و یک ارگانیزم روحی روانی(psychospiritual organism ) را تشکیل داده است .

اگر در اصل یک ارگانیزم ملکوتی هستیم ٫ در این دنیا چه میکنیم ؟ بعد به کجا می رویم ؟

هرگاه انسان پاسخ این پرسش ها را یافت رنجش تسکین می یابد ٫ پرده ابهاماتش کنار میرود و معنای زندگی را در می یابد .

+ نوشته شده توسط دانشجوی راه کمال در شنبه 12 آبان1386 و ساعت 17:40 |